X
تبلیغات
ترجمه ی اشعار راک و متال
Imagine there's no heaven
It's easy if you try
No hell below us
Above us only sky

Imagine all the people
Living for today

Imagine there's no countries
It isn't hard to do
Nothing to kill or die for
And no religion too

Imagine all the people
Living life in peace

You may say I'm a dreamer
But I'm not the only one
I hope someday you'll join us
And the world will be as one

Imagine no possessions
I wonder if you can
No need for greed or hunger
A brotherhood of man

Imagine all the people
Sharing all the world

You may say I'm a dreamer
But I'm not the only one
I hope someday you'll join us
And the world will live as one
تصور کن بهشتی نیست
اگر سعی کنی آسان است
جهنمی در زیر ما نیست
بالای سرمان فقط آسمان

تصور کن تمام انسان ها
برای امروز زندگی کنند

تصور کن که کشوری نیست
کار سختی نیست
چیزی نیست که برایش بمیری یا بکشی
و نیز هیچ دینی [نیست]

تصور کن تمام انسان ها
در صلح و آرامش زندگی کنند

شاید بگویی که من رویاپردازم
اما من یگانه کس نیستم
امیدوارم روزی به ما بپیوندی
و جهان یکپارچه شود

تصور کن هیچ مالکیتی نیست
اگر بتوانی شگفت زده ام خواهی کرد
نیازی به طمع و گشنگی نیست
یک پیمان برادری میان انسانها

تصور کن تمام انسان ها
جهان را با هم شریک باشند

شاید بگویی که من رویاپردازم
اما من یگانه کس نیستم
امیدوارم روزی به ما بپیوندی
و جهان یکپارچه شود


برچسب‌ها: John Lennon
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1391ساعت 22:19 توسط آرمین |

The black and green scarecrow as everyone knows
Stood with a bird on his hat and straw everywhere.
He didn't care.
He stood in a field where barley grows.

His head did no thinking
His arms didn't move except when the wind cut up
Rough and mice ran around on the ground
He stood in a field where barley grows.

The black and green scarecrow is sadder than me
But now he's resigned to his fate
'Cause life's not unkind - he doesn't mind.

He stood in a field where barley grows.


مترسک سبز و سیاه، همونطور که همه میدونن
با یه پرنده رو کلاهش وایستاده بود و همه اطرافش پر از کاه بود
اون اهمیت نمیداد
اون تو زمینی وایساده بود که تقریبا چیزی توش در نمیاد

سرش هیچ فکری نمیکرد
بازوهاش تکون نمیخورد مگر وقتی که باد شدیدی میومد
چمن زبر و موش دور و بر زمین می چرخیدن
اون تو زمینی وایساده بود که تقریبا چیزی توش درنمیاد

مترسک سیاه و سبز از من غمگین تر ِ
اما حالا دیگه اون سرنوشتش رو قبول کرده
چون زندگی نامهربون نیست - اون اهمیتی نمیده
اون تو زمینی وایساده بود که تقریبا چیزی توش درنمیاد



برچسب‌ها: Pink Floyd
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم بهمن 1391ساعت 12:4 توسط آرمین |

A warning to the people,
The good and the evil,
This is war.

To the soldier, the civilian,
The martyr, the victim,
This is war.

It's the moment of truth, and the moment to lie,
The moment to live and the moment to die,
The moment to fight, the moment to fight
To fight, to fight, to fight!

To the right, To the left
We will fight to the death!
To the edge of the earth
It's a brave new world
From the last to the first

To the right, To the left
We will fight to the death!
To the edge of the earth
It's a brave new world
It's a brave new world!

A warning to the prophet,
The liar, the honest,
This is war.

To the leader, the pariah,
The victor, the messiah,
This is war.

It's the moment of truth, and the moment to lie,
The moment to live and the moment to die,
The moment to fight, the moment to fight,
To fight, to fight, to fight!

To the right, To the left
We will fight to the death!
To the edge of the earth
It's a brave new world
From the last to the first

To the right, To the left
We will fight to the death!
To the edge of the earth
It's a brave new world
It's a brave new world
It's a brave new world!

I do believe in the light
Raise your hands into the sky
The fight is done, the war is won
Lift your hands toward the sun
Toward the sun
Toward the sun
Toward the sun
The war is won

To the right, To the left
We will fight to the death!
To the edge of the earth
It's a brave new world
From the last to the first

To the right, To the left
We will fight to the death!
To the edge of the earth
It's a brave new world
It's a brave new world
It's a brave new world!

A brave new world
The war is won
The war is won
A brave new world

یک هشدار به مردم
به خوب ها و به بدها
این جنگ است

به سرباز، به محلی
به شهید، به قربانی
این جنگ است.

لحظه راستی است، لحظه ریاکاری است،
لحظه ای است تا زندگی کنی و لحظه ای است تا بمیری
لحظه ای تا مبارزه کنی، لحظه ای تا مبارزه کنی
مبارزه کنی، مبارزه کنی، مبارزه کنی

به راست، به چپ
ما تا پای مرگ مبارزه خواهیم کرد
تا لبه ی زمین
این دنیای جدید بی باکی است
از پایان تا آغاز

به راست، به چپ
ما تا پای مرگ مبارزه خواهیم کرد
تا لبه ی زمین
این دنیای جدید بی باک است
این دنیای جدید بی باک است

یک هشدار به پیامبر،
به دروغگو، به راستگو
این جنگ است

به رهبر، به منفورتری شخص
به پیروز، به مسیح
این جنگ است

لحظه راستی است، لحظه ریاکاری است،
لحظه ای است تا زندگی کنی و لحظه ای است تا بمیری
لحظه ای تا مبارزه کنی، لحظه ای تا مبارزه کنی
مبارزه کنی، مبارزه کنی، مبارزه کنی

به راست، به چپ
ما تا پای مرگ مبارزه خواهیم کرد
تا لبه ی زمین
این دنیای جدید بی باکی است
از پایان تا آغاز

به راست، به چپ
ما تا پای مرگ مبارزه خواهیم کرد
تا لبه ی زمین
این دنیای جدید بی باک است
این دنیای جدید بی باک است
این دنیای جدید بی باک است
این دنیای جدید بی باک است

من به نور ایمان دارم
دستانت را به آسمان بالا ببر
مبارزه انجام شده است، در جنگ پیروز شده ایم
دستانت را به سوی خورشید ببر
به سوی خورشید
به سوی خورشید
در جنگ پیروز شده ایم

به راست، به چپ
ما تا پای مرگ مبارزه خواهیم کرد
تا لبه ی زمین
این دنیای جدید بی باکی است
از پایان تا آغاز

به راست، به چپ
ما تا پای مرگ مبارزه خواهیم کرد
تا لبه ی زمین
این دنیای جدید بی باک است
این دنیای جدید بی باک است

دنیای جدید بی باک
در جنگ پیروز شده ایم
در جنگ پیروز شده ایم
دنیای جدید بی باک



برچسب‌ها: 30 Seoconds To Mars
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم دی 1391ساعت 22:40 توسط آرمین |

Zero and zero is nothing but zero
Cancer and people conspire together
Running and running and going forever
Collected and sampled, starving for zero

Come see my cage - built in my grain

Minus the inside and minus the circle
Inhabit the riddle and fill in the hovel
Wherein and herein, between us and near us
Zero and zero is nothing but zero

Come see my cage - built-in migraine

Keeping myself alive...

through your EMPATHY


صفر و صفر هیچی نیست به جز صفر
سرطان و مردم با هم، هم پیمان شدن
دویدن و دویدن و رفتن برای ابد
وصول شده و نمونه گیری شده، گرسنگی میکشن برای صفر

بیا فقس من رو ببین - وسط مزرعه غلات ساخته شده

منهای درون و منهای دایره
توی پرسش های سخت و توی آشغال دونی رو برای زندگی انتخاب کردن
در کجا و در اینجا، بین ما و نزدیک ما
صفر و صفر هیچ نیست جز صفر

بیا قفس من رو ببین - توی میگرن ساخته شده

خودم رو زنده نگه داشتم
از طریق یکدلی و تلقین تو


برچسب‌ها: Slipknot
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی 1391ساعت 22:46 توسط آرمین |

Mama she has taught me well
Told me when I was young
Son, your life's an open book
Don't close it fore it's done
The brightest flame burns quickest
Is what I heard they say
A son's heart's owned to mother
But I must find my way


Let my heart go
Let your son grow
Mama let my heart go
Or let this heart be still


Rebel my new last name
Wild blood in my veins
Apron strings around my neck
The mark that still remains
Left home at an early age
Of what I heard was wrong
I never asked forgiveness
But what I said is done



Never I ask you
But never I gave
But you gave me your emptiness
I now take to my grave
Never I ask of you
But never I gave
But you gave me your emptiness
I now take to my grave
So let this heart be still


Mama now I'm coming home
I'm not all you wished of me
But a mother's love for her son
Unspoken, Help me be
I took your love for granted
And all the things you said to me
I need your arms to welcome me
But a cold stone's all I see


Let my heart go
Mama let my heart go
You never let my heart go
So let this heart be still

مادر، خوب به من آموخت
آنگاه که جوان بودم، گفت
پسر، زندگی تو کتابی باز است
پیش از آن که به اتمام برسد، آن را نبند
روشن ترین شعله سریعتر میسوزد
چیزی است که شنیده ام آن ها میگویند
قلب یک پسر متعلق به مادر است
اما من باید راهم را پیدا کنم

به قلبم اجازه ی رفتن بده
به پسرت اجازه رشد بده
مادر به قلب من اجازه ی رفتن بده
یا بگذار این قلب از تپش بایستد

"ربل"1نام خانوادگی جدید من است
خون وحشی در رگ هایم جریان دارد
قلاده مادرم را هنوز به گردن دارم2و این نشانه ای است که هنوز بر جای است
خانه را در سنین جوانی ترک کردم
بخاطر حرف های اشتباهی که شنیده بودم
هرگز تقاضای بخشش نکرده ام
ولی آنچه گفته بودم انجام شده است

هرگز از تو چیزی نخواستم
اما چیزی هم به تو ندادم
ولی تو پوچی خود را به من دادی
حال من آن را با خود به گور میبرم
هرگز از تو چیزی نخواستم
اما چیزی هم به تو ندادم
ولی تو پوچی خود را به من دادی
حال من آن را با خود به گور میبرم
پس بگذار این قلب از تپش باز ایستد

مادر، اکنون من به خانه باز میگردم
من تمام آنچه تو آرزو داشتی باشم، نیستم
اما عشق یک مادر به پسرش
ناگفتنی است، کمکم کن {زنده} باشم
عشقت را باور کرده بودم
و تمام چیزهایی که به من گفته بودی
من به بازوانت برای خوش آمد نیاز دارم
اما سنگی سرد تمام چیزی است که میبینم

بگذار قلبم برود
مادر بگذار قلبم برود
تو هرگز اجازه ندادی قلب من برود
پس بگذار این قلب از تپش باز ایستد


پ.ن1:"ربل" به گونه ای، معنای سرکش میدهد.
پ.ن2:معنی دقیق اصطلاحی که در شعر به کار برده شده این است:"زمانی استفاده میشود که بخواهیم شرایطی را توضیح دهیم که در آن مادری پسر یا دختر خود را هنوز مانند بچه ای کنترل میکند، هرچند که فرزند او سن بالایی دارد" شاید تقصیر از من باشد که نتوانستم کلمات بهتری برای ترجمه این اصطلاح پیدا کنم، هرچند ترجمه اش به دلم نشست.


برچسب‌ها: Metallica
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم دی 1391ساعت 23:53 توسط آرمین |